وقتی صحبت از انطباق و ایمنی در استانداردهای صنعتی میشود، یک تصمیم حیاتی که یک مهندس باید بگیرد، انتخاب یک آنالایزر گاز است. این کار با فناوریهای در حال تکامل (NDIR، FID، TCD، FTIR، طیفسنجی جرمی) دشوارتر هم میشود و یک انتخاب اشتباه در نهایت میتواند منجر به اشتباهات پرهزینه شود.
انتخاب نادرست برای انتخاب آنالایزرهای گاز ممکن است منجر به بسیاری از مسائل منفی، از جمله اندازهگیریهای غیرقابل بازیابی، سیستمهای فرآیندی با کارایی کمتر و افزایش خطرات ناشی از ناهنجاریهای گاز اندازهگیری نشده شود. هزینههای تهیه یکی از جنبههای هزینه کل است. هزینههای بلندمدت زیادی وجود دارد، از جمله نگهداری و هزینههای ناشی از تخریب سیستم در طول زمان.
تمرکز این راهنما بر انتخاب آنالایزرهای گاز است. این راهنما یک تکنیک سازمانیافته، منطقی و عینی برای تجزیه و تحلیل و انتخاب آنالایزرهای گاز ارائه میدهد. انتخاب، تجزیه و تحلیل و طراحی ابزارهای کنترل فرآیند بر اساس وجود یک رشته فنی تجزیه و تحلیل گاز و تجربه عمیق در این حوزه است.
انتخاب آنالایزرهای گاز با دانش کافی در مورد کاربرد آن آغاز میشود. درک دقیق کاربرد آنالایزر، گاز(های) مورد اندازهگیری و شرایط اندازهگیری (دما، فشار، رطوبت و غیره) بسیار مهم است.
اگر هدف کاربرد به وضوح تعریف نشده باشد، آنالایزر - صرف نظر از میزان پیشرفته بودن آن - احتمالاً نتایج گمراه کننده یا نامناسبی ارائه میدهد. معمولاً، اینکه یک آنالایزر گاز چقدر خوب گاز را به طور کامل اندازهگیری میکند، به این بستگی دارد که آنالایزر تا چه حد برای نیازهای کاربر خوب طراحی شده است.
اولین قدم، شناسایی دقیق گازهای هدف درگیر، مانند CO، O₂، H₂S، VOCs، CH₄ یا NOx است. به همان اندازه مهم است که گازهای پسزمینهای را که ممکن است در دقت اندازهگیری اختلال ایجاد کنند، در نظر بگیریم. در کنار این، محدوده غلظت مورد انتظار باید به وضوح تعریف شود، چه کاربرد شامل تشخیص سطح ردیابی در ppm یا ppb باشد، یا اندازهگیریهای در سطح درصد بالاتر.
شرایط محیطی اغلب بیش از خود فناوری حسگر، قابلیت اطمینان بلندمدت را تعیین میکنند. عواملی مانند دما، فشار، رطوبت، گرد و غبار، لرزش و قرار گرفتن در معرض خوردگی میتوانند به طور قابل توجهی بر عملکرد تأثیر بگذارند. در محیطهای صنعتی، طبقهبندی مناطق خطرناک مانند استانداردهای ATEX یا Class I Division نیز باید برای اطمینان از عملکرد ایمن در نظر گرفته شود.
پارامترهای فنی کلیدی که باید ارزیابی شوند عبارتند از:
یکی دیگر از ملاحظات حیاتی، ماتریس نمونه است. جریان گازی که تمیز و خشک است با جریان فرآیندی که گرم و مرطوب است یا جریانی که مملو از ذرات است، متفاوت است. ماتریس نمونه اغلب عامل تعیینکنندهای است که آیا عملکرد آنالایزر در طول زمان پایدار خواهد بود یا اینکه نیاز به سرویس و کالیبراسیون مجدد مکرر دارد.
به طور سازندهتر، سادهسازی ماتریس نمونه با یک رویکرد ساختاریافته برای انتخاب، یا حتی با استفاده از یک چارچوب تصمیمگیری، آسانتر است. توانایی محدود کردن سریع فناوریهای مناسب آنالیزور با استفاده از یک ابزار انتخاب تعاملی بر اساس متغیرهای ماتریس نمونه، کاربر را به سمت راهحلهای خاص کاربرد، برخلاف مشخصات ساده و از پیش آماده، هدایت میکند.
آنالایزرهای گاز مختلف بر اساس اصول اندازهگیری متفاوتی کار میکنند و هر کدام برای نوع خاصی از کاربرد ساخته شدهاند. درک این اصول اولیه به شما کمک میکند تا به جای تکیه صرف بر مشخصات، به سرعت آنچه را که واقعاً با فرآیند شما مطابقت دارد، محدود کنید.
آنالایزرهای NDIR (مادون قرمز غیر پراکنده) میزان جذب نور مادون قرمز توسط گازهایی مانند CO، CO₂، CH₄ و NOx را اندازهگیری کنید. به دلیل پایداری و نگهداری کم، از آنها به طور گسترده در نظارت بر انتشار گازهای گلخانهای، سیستمهای HVAC و کنترل فرآیند عمومی استفاده میشود.
آنالایزرهای FID (آشکارساز یونیزاسیون شعله) نمونه را با استفاده از شعله هیدروژن میسوزانند و بنابراین یونیزاسیون هیدروکربنها را اندازهگیری میکنند. آنالایزرهای FID برای موارد زیر استفاده میشوند: کل هیدروکربن پایش (VOC) برای اهداف صنعتی و زیستمحیطی.
آنالایزرهای TCD (آشکارساز رسانایی حرارتی) تغییرات رسانایی حرارتی بین گازها را تشخیص میدهند. آنها ساده اما مؤثر هستند، به خصوص برای کاربردهایی مانند بررسی خلوص هیدروژن یا مخلوطهای گازی دوتایی پایه.
حسگرهای الکتروشیمیایی از طریق یک واکنش شیمیایی سیگنال الکتریکی تولید میکنند. این حسگرها جمع و جور هستند و معمولاً در دستگاههای ایمنی قابل حمل برای گازهایی مانند O₂، CO، H₂S و NH₃ استفاده میشوند.
سیستمهای FTIR (فروسرخ تبدیل فوریه) میتوانند چندین گاز را همزمان با استفاده از طیفهای مادون قرمز تجزیه و تحلیل کنند. آنها پیشرفتهتر هستند و در آزمایشها و تحقیقات انتشار گازهای گلخانهای که در آنها تشخیص چند گاز مورد نیاز است، استفاده میشوند.
طیفسنجهای جرمی (MS/RGA) با جداسازی یونها بر اساس جرم، ترکیب گاز را با جزئیات بسیار دقیقی ارائه میدهند. آنها معمولاً در تحقیقات با دقت بالا، سیستمهای خلاء و تشخیص در سطح ردیابی استفاده میشوند.
کروماتوگرافی گازی (GC) اجزای گاز را قبل از تشخیص تک تک آنها از هم جدا میکند. این روش برای مخلوطهای پیچیده و کارهای آزمایشگاهی یا کنترل کیفیت با دقت بالا مناسب است.
هر فناوری نوع متفاوتی از مشکل را حل میکند، بنابراین انتخاب درست کمتر به قابلیت صرف و بیشتر به نحوه و مکان استفاده از آن بستگی دارد.
انتخاب یک آنالایزر گاز به چیزی بیش از درک فناوریهای مختلف نیاز دارد. هنگامی که یک دستگاه در کاربردهای آب یا گاز استفاده میشود، قابلیتهای اندازهگیری، کاربردی بودن عملیاتی و هزینه بلندمدت در تعیین قابلیت اطمینان آنالایزر مهم هستند.
در هسته هر انتخابی، عملکرد فنی آنالایزر قرار دارد.
آنالایزرها به عنوان دستگاههایی با دقت و صحت عالی معرفی میشوند. دقت به میزان نزدیکی اندازهگیری به مقدار واقعی و دقت به تکرارپذیری اشاره دارد. ادعاهای شرکت در مقایسه با عملکرد سنجیده میشود.
جداکنندهها به عملکرد مربوط میشوند و توانایی آنالایزر را در اندازهگیری گاز با سایر اجزا تعریف میکنند. جداکنندههای ضعیف، حساسیت متقاطع ایجاد میکنند، که به معنای اندازهگیری درک شده یک گاز در حضور اجزای متعدد گاز است.
زمان پاسخ، عامل مهمی در اندازهگیری فرآیندهای دینامیکی است. زمان پاسخ سریع در کاربردهای ایمنی برای اطمینان از تشخیص به موقع مواجهه با گاز خطرناک، بسیار مهم است.
در اندازهگیری گاز، محدودیتهای تشخیص و اندازهگیری گاز. اساساً، اندازهگیری گاز، که عموماً باعث آسیب یا خروج گاز میشود، در برآورده کردن حداقل الزامات نظارتی مهم است.
قابلیت اطمینان در اندازهگیری با عملکرد اندازهگیری گاز رابطهی مستقیم دارد. میانگین زمان بین خرابی (MTBF) قوی برای یک اندازهگیری ضروری است.
قابلیت استفاده عملی اغلب تعیین میکند که آنالایزر در طول زمان چقدر کارآمد عمل میکند.
درک الزامات استفاده و نگهداری، از جمله اینکه چه چیزی و چه زمانی باید فیلترها و اجزای داخلی را سرویس یا تعویض کرد، بسیار مهم است. در دسترس بودن قطعات یدکی، قطع خدمات و از دست دادن کامل خدمات را تعیین میکند.
کالیبراسیون یکی دیگر از عوامل کلیدی است. این کالیبراسیون ممکن است شامل کالیبراسیون صفر و اسپن با استفاده از گازهای تایید شده باشد و فرکانس آن باید با راهنمایی سازنده و اهمیت فرآیند همسو باشد.
قابلیت ادغام در تنظیمات صنعتی مدرن ضروری است. آنالایزر باید از ارتباط با سیستمهای موجود مانند DCS، PLC یا پلتفرمهای جمعآوری داده پشتیبانی کند. پروتکلهای رایج شامل Modbus، Ethernet/IP، 4-20mA و OPC UA هستند.
از دیدگاه عملی، استحکام برای محیطهای خشن و امنیت سایبری اولیه برای سیستمهای متصل، به ویژه در کارخانههای یکپارچه دیجیتالی، نباید نادیده گرفته شود.
رابط کاربری نیز در عملیات روزمره نقش دارد. نمایشگرهای واضح، کنترلهای ساده، ثبت دادهها، گزینههای خروجی و نظارت از راه دور میتوانند قابلیت استفاده را به میزان قابل توجهی بهبود بخشند.
فقط هزینه، عددی نیست که از مشتری دریافت میشود. کل هزینه شامل تجهیزات آنالیزور، تجهیزات نمونهبرداری و نصب میشود. مهمترین عدد، کل هزینه مالکیت (TCO) است.
کل هزینه مالکیت شامل هزینه مواد مصرفی (فیلترها، لامپها، حسگرها و معرف) و گاز کالیبراسیون است. TCO شامل هزینه قراردادهای تعمیر و نگهداری، هزینه انرژی و هزینه ناشی از آفلاین بودن تجهیزات (زمان از کار افتادگی) برای تعمیر و نگهداری (سرویس یا خرابی ناگهانی تجهیزات) میشود.
اغلب هزینه نهایی یک تحلیل نادرست بسیار بیشتر از هزینه تخمینی است. فرآیندهای ناکارآمد به دلیل کیفیت پایین اندازهگیری میتواند به معنای جریمههای نظارتی و نگرانیهای ایمنی باشد. این امر فرآیند انتخاب تحلیلگر را به یک تصمیم مهم مدیریت ریسک تبدیل میکند، نه یک تصمیم صرفاً فنی.
نقش فروشنده اغلب دست کم گرفته میشود، اما پس از نصب بسیار مهم میشود. پشتیبانی فنی خوب و یک برنامه آموزشی ساختارمند برای اپراتورها و پرسنل تعمیر و نگهداری، به تضمین اثربخشی سیستم در طول زمان کمک میکند. این امر با کاهش ریسک عملیاتی بلندمدت از طریق در دسترس بودن قطعات و پشتیبانی برنامه، تکمیل میشود.
نکته مهم دیگر، قابلیت مقیاسپذیری سیستم است. با گذشت زمان، فرآیندها و مقررات در فضای صنعتی نیز تغییر میکنند. سیستم آنالیزور نیز باید بتواند با تغییرات سازگار شود. سیستم مناسب میتواند با داشتن طراحی ماژولار، تنظیمات قابل تنظیم و انعطافپذیر و نرمافزار بهروز شده مداوم، تضمین کند که نیازهای فرآیند همچنان در حال تکامل هستند.
بیشتر سیستمهای آنالیز گاز برای آنالایزرها بهینه میشوند و سیستم نمونهبرداری به عنوان یک عامل ثانویه در نظر گرفته میشود. این عملاً یکی از ریشههای اکثر خطاهای اندازهگیری است. حتی اگر نمونه گاز در شرایط تمیز، پایدار و از همه مهمتر، نماینده فرآیند واقعی به آنالایزر نرسد، نمیتوان برای دقت و صحت اندازهگیری به آنالایزر با کارایی بالا اعتماد کرد.
یک سیستم نمونهبرداری باید به گونهای طراحی شود که گازی که به آنالایزر میرسد، بدون اعوجاج ناشی از آلودگی گاز فرآیند، میعان و/یا نوسانات فشار باشد. در اکثر موارد در صنایع، کیفیت سیستم نمونهبرداری تأثیر بیشتری بر دقت اندازهگیری نسبت به فناوری آنالایزر دارد.
یک سیستم نمونهبرداری گاز معمولی از چندین جزء به هم پیوسته تشکیل شده است که هر کدام نقش خاصی در حفظ یکپارچگی نمونه ایفا میکنند:
هر عنصر با هم کار میکنند تا ترکیب شیمیایی و وضعیت فیزیکی نمونه را از استخراج تا اندازهگیری حفظ کنند.
مثالهای صنعتی زیادی وجود دارد که نشان میدهد چگونه انتخاب بهترین آنالایزر گاز از بین گزینههای فراوان موجود، با دانستن الزامات صنعت، بهینه میشود. به عنوان مثال، الزامات مربوط به رعایت مقررات، سرعت پاسخگویی گاز، دقت، استحکام و طول عمر، همگی پاسخ به انتخاب آنالایزر گاز را تعیین میکنند.
در پایش انتشار گازهای گلخانهای، رعایت مقررات ذکر شده از اهمیت بالایی برخوردار است. سیستمها باید شرایط اندازهگیری انتشار گازهای NOx، SO₂، CO، CO₂، O₂ را از طریق جریانهای گازی که دارای دودکش در دماهای بالا و با محتوای بالای ذرات هستند، رعایت کنند.
روش رایج برای حل این مشکل، استفاده از آنالیز گاز FTIR و/یا NDIR است و هنگامی که قرار است VOC اندازهگیری شود، از FID استفاده میشود. وقتی صحبت از کارخانههای تبدیل زباله به انرژی و سوزاندن زباله میشود، استفاده از FTIR CEMS بهترین راه حل است زیرا آنها یک راه حل واحد برای اندازهگیری چند جزئی ارائه میدهند و دقت لازم را برای انطباق با استانداردها فراهم میکنند.
این بخش به جنبههای مختلف الزامات نظارتی میپردازد. نه تنها میزان انتشار گازهای گلخانهای برای انطباق با الزامات اندازهگیری میشود، بلکه تأثیرات ناشی از عملیات مختلف نیز اندازهگیری و متعاقباً از طریق بهینهسازی عملیات مختلف کاهش مییابد.
در صنایع فرآیندی، نیاز به کنترل سریع و دقیق تولید وجود دارد. اهمیت این کنترل در مورد گازهای فرآیندی بسیار زیاد است. این پایداری و همچنین قابلیت اطمینان سیستم در طول فرآیند از اهمیت بالایی برخوردار است.
در این راستا، استفاده از NDIR، TCD، کروماتوگراف گازی فرآیندی و/طیفسنجی جرمی با توجه به پیچیدگی فرآیند تعیین میشود. به عنوان مثال، در تولید اتیلن، معمولاً از یک کروماتوگراف گازی فرآیندی برای نظارت بر خلوص محصول و متعاقباً کنترل فرآیند در حلقه کنترل استفاده میشود.
در کاربردهای ایمنی، سرعت و قابلیت اطمینان بسیار مهم هستند. هدف، پیشگیری از حوادث با تشخیص زودهنگام گازهای خطرناک قابل اشتعال یا سمی است.
بیشترین کاربرد در حسگرهای الکتروشیمیایی، آشکارسازهای مهره کاتالیزوری و سیستمهای مبتنی بر NDIR بسته به نوع گاز است. وقتی پاسخ سریع، هشدار و رعایت ایمنی هر سه برای یک سناریوی فضای محدود ضروری هستند، یک آنالایزر الکتروشیمیایی قابل حمل قطعاً گزینه بسیار خوبی است.
از آنجایی که ایمنی از اهمیت بالایی برخوردار است، مقررات استاندارد برای تأییدیههای ATEX، UL یا CSA برای مناطق خطرناک برای سناریوهای فضای بسته الزامی است.
با توجه به دستگاههای بسیار حساس به ردیابی آلایندهها، ملاحظات طراحی به سیستمهای نظارت بر محیط زیست برای دورههای طولانی کارکرد بدون مراقبت داده میشود.
حسگرهای NDIR، FID و الکتروشیمیایی انتخابی معمولاً بسته به آلاینده هدف مورد استفاده قرار میگیرند. آنها به ویژه برای یک دستگاه نظارت پایدار مانند شبکه کیفیت هوای شهری مفید هستند.
در تحقیق و توسعه، سیستمهای تحلیلی چندمنظوره عموماً ضروری هستند. معمولاً کاربردها شامل تجزیه و تحلیل مخلوطهای پیچیده، واکنشها یا مواد پیشرفته میشوند.
نمونههایی از این سیستمهای تحلیلی عبارتند از GC-MS، FTIR یا طیفسنجی جرمی. به عنوان مثال، GC-MS در درجه اول در تحقیقات دارویی برای تجزیه و تحلیل مسیر واکنش برای تأیید وجود واسطههای واکنش استفاده میشود.
همانند تمام کاربردها، تغییر اهداف عملیاتی بر پارامترهای انتخاب تأثیر میگذارد، با این حال، ضروری است که قابلیتهای آنالایزر با شرایط فرآیند بازار هدف مطابقت داشته باشد، نه اینکه دستورالعملهای دلخواه اعمال شود.
آنالیز گاز قابل اعتماد به هر سه جزء ذکر شده در عنوان بخش بستگی دارد: نصب، کالیبراسیون و نگهداری. بسیاری از آنالیزورهای گاز به دلیل مشکلات نصب ناشی از عوامل مکانیکی و محیطی قادر به ارائه آنالیز گاز قابل اعتماد نیستند.
نصب صحیح با حفظ پایداری و دقت آنالیز، بر عملکرد آنالایزر گاز تأثیر میگذارد. یک آنالایزر با کالیبراسیون صحیح، در صورت عدم نصب صحیح، آنالیز قابل اعتمادی ارائه نخواهد داد.
کالیبراسیون برای حفظ دقت اندازهگیری در طول چرخه عمر آنالایزر ضروری است. این امر تضمین میکند که مقادیر خوانده شده با استانداردهای مرجع شناخته شده مطابقت داشته باشند.
کالیبراسیون صفر با استفاده از گازی انجام میشود که حاوی هیچ مقدار قابل اندازهگیری از جزء هدف، مانند نیتروژن یا هوای تمیز ابزار دقیق، نیست. این، خط پایه سیستم را تعیین میکند.
کالیبراسیون اسپن از یک گاز تایید شده با غلظت مشخص از آنالیت هدف استفاده میکند. در کاربردهای دشوارتر، کالیبراسیون چند نقطهای برای بهبود دقت در کل محدوده اندازهگیری به جای یک نقطه واحد استفاده میشود.
مستندسازی مناسب نیز بسیار مهم است. سوابق کالیبراسیون باید با قابلیت ردیابی کامل، شامل جزئیات گازهای کالیبراسیون مورد استفاده و استانداردهای صدور گواهینامه آنها، نگهداری شوند. این امر اغلب برای رعایت مقررات در صنایع تحت نظارت لازم است.
یک سیستم میتواند از طریق برنامه تعمیر و نگهداری پیشگیرانه اجرا شده، از نظر عملیاتی پایدار بماند. این برنامه عموماً شامل تعویض منظم فیلترها، بازرسی خطوط نمونه، سنجش لامپها یا حسگرها و تأیید سیستم برای ارزیابی عملکرد آن طبق توصیههای سازنده است.
علائم اولیه افت عملکرد باید در عیبیابی مورد توجه قرار گیرند. این کار میتواند از طریق خوانشهای ناپایدار، رانش سیگنال یا دریافت کدهای خطای غیرمنتظره انجام شود. رسیدگی زودهنگام به این مشکلات برای جلوگیری از اختلال طولانی مدت و اشتباه در سیستم مفید است.
با ادغام نوسازی، میتوان عملکرد سیستم را بهبود بخشید. این امر میتواند از طریق برنامههای نرمافزاری جدیدتر یا میانافزار جدیدتر حاصل شود. سیستمهای بهروز، رابطهای جدیدتری را برای ادغام با سیستمهای کنترل فراهم میکنند.
در کل، این سیستم به نظم و انضباط پایدار در نصب، روالهای کالیبراسیون و نگهداری پیشگیرانه متکی است.
انتخاب آنالایزر گاز باید شامل رعایت مقررات باشد، به خصوص در صنایعی که انتشار گازهای نظارتی، ایمنی حرفهای و کیفیت محصول را اعمال میکنند. برای اینکه سیستم توسط مشتریان و/یا حسابرسان نظارتی به صورت قانونی و عمومی پذیرفته و عملیاتی شود، باید ساختارهای اجباری رعایت شوند.
صنایع مختلف توسط چارچوبهای نظارتی متفاوتی اداره میشوند و تحلیلگر باید از ابتدا با این الزامات هماهنگ باشد.
همچنین، تحلیلگر باید چارچوبهای تضمین ایمنی، کیفیت و عملکرد را که ایمنی و کیفیت را تأیید میکنند، رعایت کند.
گواهینامههای مناطق خطرناک: تجهیزاتی که در مناطقی با خطر انفجار یا سایر مناطق با خطر بالقوه خطرناک استفاده میشوند، باید استانداردهای ATEX، IECEx، UL و CSA را رعایت کنند. این استانداردها، مناسب بودن تجهیزات را برای مناطق، بخشها و گروههای گازی خاص مشخص میکنند.
سیستمهای مدیریت کیفیت: استاندارد ISO 9001 با تولید محصولات در سطح کیفیت تولید قابل قبول سروکار دارد. استاندارد ISO/IEC 17025 با آزمایشگاههای کالیبراسیون سروکار دارد و قابلیت اطمینان مقادیر اندازهگیری شده را تأیید میکند.
استانداردهای اندازهگیری و تحلیلی: استانداردهای آنالیز گاز، که ممکن است استانداردهای ASTM یا ISO باشند، استانداردهای شناخته شده برای آنالیز گاز را مشخص میکنند. این استانداردها، ثبات نتایج تحلیلی را ارتقا میدهند و اطمینان حاصل میکنند که نتایج تحلیلی در حوزهها و صنایع مختلف آنالیز گاز قابل مقایسه هستند. قابلیت ردیابی نتایج به استانداردهای سطح اندازهگیری ملی برای استانداردهای انطباق الزامی است.
آنالایزر گاز مناسب را با تطبیق گازهای هدف، شرایط محیطی، یکپارچگی سیستم نمونهبرداری و گواهینامههای نظارتی (EPA، ATEX، ISO) انتخاب کنید - نه فقط با مقایسه فناوریها.